ابراهيم عاملي ( موثق )
264
تفسير عاملي ( فارسي )
« كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْه يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْه يَلْهَثْ » 177 امام فخر : چون سگ از خستگى و تشنگى زبان خود بيرون مىكند چه او را برانند و چه به حال خود بگذارند ، پس شخص حريص گمراه چه موعظه اش كنند يا نكنند به گمراهى خود ثابت است مانند آن سگ كه خوار است و به حالت لهث و هلهل زدن . ابو الفتوح نوشته است : وجه تمثل و جاى شبه آن است كه اگر وعظ كنى اين كافر را سود ندارد و اگر نكنى همان هر دو بيك مثابه باشد چون سگ اگر برانيش زبان بيرون كند و اگر رهاش كنى زبان بيرون كند ، و بر اين قول « تَحْمِلْ عَلَيْه » محمول باشد بر حمله و طرد ، و وجه ديگر آن كه از حمل باشد : اگر بار بر او نهى يعنى اگر او را بر كارى دارى كه كار او باشد چون رفتن و تاختن و صيد كردن لهث كند و اگر رهاش كنى همان كند . « فَهُوَ الْمُهْتَدِي » 179 مجمع : همه ى قاريها اين كلمه را با ياء تلفظَّ كردهاند و در آيات ديگر قرآن ياء را تلفظ نكردهاند . « وَلَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً » 180 طبرى و عموم مفسّرين : يعنى چون خداوند عالم است كه آنها مؤمن نمىشوند و به موجب كفرشان به آتش مىروند ، پس آنها را آفريد و نتيجه ى آن براى ايشان آتش است و جهنّم . ابو الفتوح : لام « لجهنم » لام عاقبت است به معنى نتيجه و پايان و نظير اين در قرآن و شعر عرب بسيار است مثل : له ملك ينادي كل يوم لدوا للموت و ابنوا للخراب يعنى خدا ملكى دارد كه همه روز فرياد مىكند : بزائيد تا بميرد ، و بسازيد تا خراب شود . سخن ما : 1 - از آيت 173 « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ » تا آخر آيت 175 « لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ » يادآورى است براى بشر كه به موجب نهاد آدميت خود با خداوند پيمان داريد و هر گونه خلاف و انحراف از آئين انسانيّت موجب محروميّت است ، 2 - بقيّه ى آيات تا آخر معرّفى و يادآورى است براى مردم لجوج و سرسخت كه با همه ى وسائل